http://www.iranianuk.com/article.php?id=29604
2 سال حبس براي پدري كه دخترش را كشت
پدري كه مدعي بود با رضايت دخترش او را به قتل رسانده است در حالي از سوي قضات دادگاه كيفري استان اصفهان تنها به دو سال حبس محكوم شد كه پيش از اين رئيس دادگستري اصفهان دستور برخورد با شخصي كه باعث وقوع اين حادثه شده را داده بود. اين در حالي است كه هماكنون نه تنها با عامل اصلي اين حادثه برخوردي صورت نگرفته است بلكه پدر دختر 17 ساله با اعلام رضايت اولياي دم به دو سال حبس تعزيري محكوم شده است. <احمد> كه دختر خود را با انگيزه حفاظت از آبروي خانوادگي به قتل رسانده بود پيش از اين در اعترافاتي هولناك جزئيات اين حادثه را تشريح كرده بود.
احمد 53 ساله چهارشنبه هجدهم ارديبهشتماه سال جاري دختر 17 سالهاش را خفه كرد. اين مرد زماني كه در برابر كارآگاهان پليس آگاهي اصفهان قرار گرفت ماجراي دردناك دلايل قتل دخترش را برملا كرد.
77 ماه پيش دختر بزرگم را به عقد مردي به نام <سعيد> درآوردم. پس از گذشت مدت زماني متوجه شديم كه بين اين دو اختلافاتي وجود دارد و افزايش آن موجب نگراني ما شده بود. چندين بار خواستار برطرف شدن مشكلات و روشن شدن تكليف دخترمان شديم اما هيچ تغييري صورت نگرفت. چندي پيش قصد ملاقات با خانواده دامادم براي دادن هداياي عيد را داشتيم اما آنها نه تنها از پذيرفتن ما خودداري كردند بلكه با وقاحت موضوع فسخ ازدواج دختر اول و علاقه پسرشان به دخترم فرزانه را مطرح كردند. در همين ايام سفري براي ما پيش آمد و ناچار شديم براي زيارت منزل را ترك كنيم اما پس از بازگشت از سفر متوجه عميقتر شدن مشكلات دخترم شديم. بهطوري كه دخترم اظهار كرد شوهرش حتي از خوردن دستپختش هم خودداري ميكند. از اين رو به سراغ دامادم رفته و موضوع را از او جويا شدم كه اين بار با صراحت درخواستش را مطرح كرد. من هم در مقابل خواستهاش مقاومت كرده و از پذيرش او امتناع كردم. پس از اين ماجرا و اطلاع برخي از اهالي محل و آشنايان از موضوع، مزاحمتها براي خانواده ما آغاز شد. زخم زبانها و حرفهاي مردم ما را رها نميكرد بهطوري كه حتي نميتوانستم به مسجد بروم و نماز بخوانم. پس از مدتي تصميم گرفتم تا فرزانه را به مدرسه بازگردانم اما مزاحمتها در طول مسير مدرسه فرزانه باعث شد تا او را مجبور به خانهنشيني كنم.
در ادامه ناچار شدم تا طلاق دختر بزرگم را از سعيد بگيرم ولي طلاق اين دو نفر هم نتوانست مشكل را برطرف كند و سرانجام كار به بازداشت سعيد و فرزانه از سوي پليس كشيده شد. چراكه پيش از اين دخترم به مدت 10 روز از سوي دامادم ربوده شده بود. روز سهشنبه هفدهم ارديبهشتماه در حالي كه وضعيت جسماني مناسبي نداشتم براي تحويل گرفتن فرزانه به دادگاه رفتم و با كفالت او را به خانه برگرداندم. از همان ساعت بحث ميان من و دخترم شدت گرفت و شروع به كتك زدنش كردم، اما او هيچ اعتراضي نميكرد و تنها ميگفت من چه بايد بكنم؟
چارهاي نداشتم. حرفهاي اتهامگونه مردم مرا در وضعيت سختي گذاشته بود. احساس ميكردم شرافتم لكهدار شده است و از شر افكار مسموم رهايي نداشتم. در كنار فرزانه نشستم و گفتم: يا تو بايد بميري يا من تا از اين وضع رقتبار خلاص شويم. او پيشاني من را بوسيد و گفت من هم ديگر نميتوانم اين مسير را ادامه دهم. اگر قرار است كسي از دنيا برود، من بهترين فرد هستم چون با رفتن شما مشكلي حل نميشود و ساير اعضاي خانواده هم گرفتار ميشوند.
همه اعضاي خانواده از تصميم من مبني بر كشتن فرزانه باخبر شدند اما فكر نميكردند واقعا دست به اين كار بزنم. شب به كندي ميگذشت. هنگام اذان صبح مانند هر روز بيدار شدم و به بالاي سر فرزانه رفتم. همان جا با بيدار كردن او و خواهرش موضوع را با آنها در ميان گذاشتم. حرفهاي آخر بينمان زده شد، براي آخرين بار گفتم بين من و تو بايد يك نفر زنده بماند و فرزانه به آسودگي خوابيد و خود را داوطلب مرگ كرد. براي آخرين بار صورتم را بوسيد و با من خداحافظي كرد. دستهايش را در دست خواهرش گذاشتم و بعد با دستمال و پلاستيكي كه از قبل آماده كرده بودم جانش را گرفتم. مقاومتي نكرد. در اين دقايق همه بيدار بودند و هركدام در گوشهاي از خانه نشسته بودند. قرارمان اين بود كه موضوع را خودكشي عنوان كنيم، اما بعد باز پشيماني به سراغ همه آمد و به پليس اطلاع داديم. من دخترم را كشتم و اين را به خاطر رها شدن از گناهي كه مرتكب شدم نميگويم. بلكه ميخواهم كساني كه دستشان ميرسد اين مساله را دنبال كنند. من عبرت ديگران شدم. عبرت پدرها و مادران، دختران جوان و افراد بيغيرتي كه به سادگي با شرافت خانوادهها بازي ميكنند. من مجازات را ميپذيرم اما نكند كسي كه عامل اصلي اين همه بدبختيها شده به سادگي رها شود و دوباره خانواده ديگري را بيآبرو كند. دخترم فريب رفتارها و حرفهاي دروغ و داستانپردازيهاي دامادم را خورد و در روزهاي آخر براي نجات ما خود را به او علاقهمند نشان ميداد اما ميدانستم كه فرزانه براي رهايي خود از دست اتهامهاي مردم به اين سو رفته است.
پيش از اين سعيد (داماد خانواده) به دليل علاقهمندي به فرزانه او را ربوده و به محل نامعلومي منتقل كرده بود. در پي ناپديد شدن اين دختر 17 ساله تلاش خانواده براي پيدا كردن وي به نتيجه نرسيد تا اينكه دختر نوجوان از سوي متهم آزاد شد و به خانه برگشت. از همان زمان بود كه اختلافات خانوادگي آغاز و در نهايت منجر به وقوع جنايت شد. با اعترافات دردناك متهم به قتل كه انگيزه قتل دخترش را فقط حفظ آبروي خانوادگي اعلام كرده بود، همراه دختر بزرگش با قرار قانوني روانه زندان شدند تا تحقيقات كارآگاهان پليس اصفهان پيرامون اين پرونده انجام شود. تا اينكه سرانجام پرونده با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به دادگاه كيفري استان اصفهان فرستاده شد. قضات دادگاه كيفري استان اصفهان در روز محاكمه با شنيدن اظهارات احمد و بررسي محتويات پرونده و با توجه به اعلام رضايت اولياي دم مقتول از نظر جنبه عمومي جرم، پدر فرزندكش را به دو سال حبس محكوم كردند.
اين در حالي است كه پس از وقوع اين قتل، رئيس كل دادگستري استان اصفهان با فجيع خواندن قتل، بهطور كتبي از دادستان عمومي و انقلاب اصفهان خواسته بود تا به شدت و سريعا با عاملان اين جنايت برخورد كند
چهارشنبه گذشته فوریت طرح تشديد مجازات اخلال در امنيت رواني جامعه در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید.
در این طرح اتهاماتی چون راهزنی و تجاوز به عنف،سرقت مسلحانه،اخاذی و شرارت برای اوین بار در کنار وبلاگ نویسی و وب نگاری قرار گرفته اند.
در این طرح اگر به تصویب نهایی مجلس برسد برای «تاسيس و داير كردن وبلاگ و سايت مروج فساد و فحشاء و الحاد» اتهام مفسد فی الارض و محاربه در نظر گرفته شده که بنابر قانون مجازات اسلامی مجازات آن اعدام است.
در این طرح چند نکته مهم وجود دارد:
اول : راهزنی و تجاوز به عنف با مقوله وبلاگ نویسی در کنار هم قرار گرفته اند!
دوم : رسيدگي به جرايم موضوع اين قانون در دادگاه و دادگاه تجديدنظر و ديوان عالي كشور حداكثر ظرف مدت (20) روز انجام خواهد شد.
سوم : مجازات جرايم موضوع اين قانون قابل تخفيف، تبديل و تعليق نيست !
چهارم : قانونگزار مشخص نکرده که چه فعالیت اینترنتی ای مروج فساد است .
- آیا کسی که نظرات شخصی خود را در در وبلاگش می نویسد مروج فساد است؟
- آیا نوشتن مطالبی پیرامون مقوله های حقوق بشری مروج فساد است؟
- آیا دفاع از حقوق برابر، آزادی و آزاد اندیشی به معنی تلاش برای ترویج فساد است؟
- آیا انتقاد از دولت احمد نژاد تلاش برای ترویج فساد است؟
- آیا ناله از گردو غباری که سراسر خوزستان را فرا گرفته و هیج جا(منظورم تلویزیون ) است بحثی از آن نمی شود مروج فساد است ؟
- آیا ناله از گرانی مروج فساد است؟
پنجم : اصلا تعیین مرزامنیت روانی جامعه وبند جرایم اینترنتی باید توسط چه کسی مشخص شود ؟ چرا باید در کنار هم قرار بگیرند؟
ششم : حتی اگر منظور مبارزه با فساد در اینترنت و پخش تصاویر مستهجن باشد. چرا این قانون اینقدر کلی گو سریع العمل است؟ مثلا یک جوان منحرف که یک عکس مستهجن در وبلاگ خود قرار داده با باند قاچاق دختران به دبی یکسان است؟
مواردی که در بالا به آن اشاره شد یک سوی سخن است و روی دیگر سخن من با شما وبلاگ نویسان پارسی زبان است و به عنوان یک همکار از شما یاران و وب نویسان عزیز تقاضا دارم نسبت به این خبر بی تفاوت نباشید و واکنش نشان دهید ؛ اصلا چرا وب نویسی در کنار این مقوله ها قرار گرفته و اصلا چرا وب نویسان پارسی اینچنین خاموشند این که دیگر به موضوع و محتوای وب شما مربوط نمی شود و اصلا با همه وب کار دارد اگر قرار باشد این طرح در مجلس تصویب شود به زودی شاهد برچیده شدن کلیه وبلاگهای پارسی زبان درون ایران خواهیم بود چرا که اول سایتهای مخالف دولت و نه اصلا کلیه سایتهای انتقادی و نه اصلا کلیه سایتهایی که از دولت تصویری امام زمانی نسازند جمع خواهند شد و به زودی همه گیر خواهد شد ؟
مطمئن باشید اگر این طرح ها تصویب شوند وبلاگی که عکسی از والنتاین در وب خود قرار می دهد مستهجن و پورنو و سایتی که از احمدی نژاد انتقاد کند ملحد و مفسد فی الارض شناخته خواهد شد . به یاد شعر معروف برشت افتادم آنگاه که می گوید :
هر روز براي بردن يكايك همسايگان تو مي آيند!
تو هيچ اعتراضي نميكني!
فردا كه براي بردن تو آمدند!
ديگر كسي در همسايگي تو باقي نمانده كه به حبس تو اعتراض كند!
جاوید ایران!![]()
عربم ٬اذرییم ٬قشقاییم
من بلوچم ٬فارسم٬ترکمنم
من خراسانی و شمالی و جنوبی ام٬
من فرزند مرز پرگهر و ایرانی ام